سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

28

تاريخ ايران ( فارسى )

اسامى اين رودخانه بمرور دهور تغيير كرده است . اكسوس ، ناميكه يونانيها آن را استعمال ميكردند ، از شعب علياى آن وخش آب ( رودخانهء وخش ) هنوز همين نام را دارد ، در آن زمان رود ديگر جا كزارت خوانده ميشد . اعراب در زمان فتوحات خود يكى را جيحون و ديگريرا سيحون ميخواندند و ظاهرا اين لفظ تحريفى است از ژيحن و فيشون كه در كتاب پيدايش باب دوم آيه 11 و 13 ذكر شده است و نكتهء قابل‌ملاحظه اين است كه برودخانهء سرحدى سلى سيه نيز همان اسامى جيحان و سيحان داده شده و در هردو مورد اسم دومى را خواسته‌اند با اول متجانس قرار دهند چنان كه درباره ياجوج و مأجوج يا گوگ و مگوگ همين رعايت را كرده‌اند . در زمان حملهء مغول جيحون باسم حاليهء آمودريا و سيحون سير دريا موسوم گرديده است « 1 » . جيحون رودخانهء تاريخى آسياى مركزى است و من فراموش نميكنم اهتزازيرا كه پيدا كرده‌ام در دفعهء اوليكه آبهاى زرد آن را ديدم . اگرچه در نقطهء چارجوى يا آمودر يا كه از آن عبور ميكردم سواحل آن پست بود و به نظر ما نمايش نداشت معذالك چنين احساس ميكردم كه ديدن جيحون واقعهء مهمى از زندگانى من است و اشعار بلند مايتو آرنولد « 2 » را بخاطر آوردم كه ترجمهء آن اينست « رودخانه باعظمت ميغلطيد و از بخارات و طنين آن وادى پست بيرون ميآمد و در هواى سرد روشن پرستاره ظاهر ميشد . و از ميان بيابان خلوت ساكت خوارزم در زير مهتاب با نشاط تمام حركت ميكرد » . درياچه‌ها در فصل سابق مذكور داشتيم كه وقتى در جاى فلات حاليهء ايران دريائى درونى يا محصور موجود بوده همين كه فلات بالا آمده آن دريا بر طرف شده است . درياچهء رضائيه و درياچه شور شيراز و هامون سيستان و جازموريان و چند درياچهء ديگر بقيه‌ايست كه از آن دريا مانده است و خود آن دريا امروز كوير يا لوت است يا ريگزارهاى زياد ، به اين واسطه درياچه‌هاى مزبور هرجا كه رودهاى زياد وارد آن نميشود بشدت شور است .

--> ( 1 ) - رجوع شود به سرزمين‌هاى خلافت شرقى تأليف گىل ، استرنج صفحه 434 . و آن بهترين كتابى است تاكنون در اينموضوع نوشته شده است « مؤلف » . ( 2 ) - Mattew Arnold .